با توجه به موفقیت دور از انتظاری که اصلاح طلبان توانستند تحت عنوان «ائتلاف امید» در تهران و برخی از حوزه های انتخابیه مهم دیگر کسب کنند؛ موضوع ریاست آقای دکتر عارف در مجلس دهم برای طیف گسترده ای از اصلاح طلبان خیلی جدی شده است.
این دسته از اصلاح طلبان معتقدند با توجه به موفقیت نسبتا چشمگیر و به دور از انتظاری که در انتخابات به دست آورده اند؛ می پرسند چرا ما نباید برای کسب کرسی ریاست مجلس اقدام کنیم؟ اما آیا این اقدام، متناسب با راهبرد و اهداف کلان اصلاح طلبان نیز خواهدبود؟ به عنوان یک تحلیلگر سیاسی، از قبل از انتخابات هفتم اسفند، نظرم این بود که درست نیست آقای عارف و اصلاح طلبان، وارد رقابت با آقای لاریجانی شوند.

مشکل جای دیگری است. البته، طبیعی است که من آقای دکتر لاریجانی را در مقایسه با آقای عارف نه اصلاح طلب می دانم، نه آزادیخواه و نه طرفدار دموکراسی. اما حتی اگر ما در دور دوم انتخابات 50 کرسی را هم به دست آوریم و مجموع اعضای فراکسیون اصلاح طلبان و حامیان دولت از 130 یا 140 نماینده هم بگذرد و مطمئن باشیم که آقای دکتر عارف با اختلاف 10 یا 20 رای آقای لاریجانی را شکست خواهدداد؛ من معتقدم باز هم نباید اصولگرایان را مورد چالش قرار دهیم. به چند دلیل:
1- فرض می کنیم اصلاح طلبان آمدند و برخلاف نظر بنده، وارد رقابت شدند و نهایتا هم آقای عارف به عنوان رایست مجلس، مثلا آقایان مطهری و تابش را به عنوان نواب رییس تعیین کردند و اصلاح طلبان دیگری همچون آقای الیاس حضرتی و خانم جلودارزاده هم به هیات رییسه راه یافتند. اما نتیجه چه خواهدشد؟

قابل پیش بینی است که هر مصوبه مهمی که از مجلس تحت ریاست آقای عارف بگذرد؛ توسط شورای نگهبان رد خواهدشد و عین داستان مجلس ششم، تکرار می شود. یعنی، همه بخش های نظام، منهای قوه مجریه در برابر مجلس قرار خواهندگرفت.
2- در زمان انتخابات مجلس ششم در سال 1378 هم، پس از آنکه آقای هاشمی رفسنجانی کاندیدای تهران شدند؛ من این بحث را مطرح کردم که جریان اصلاحات اینقدر نیرومند نیست که به هاشمی رفسنجانی نیاز نداشته باشد. در پاسخ به دوستان اصلاح طلب رادیکال، من می گفتم چرا ما با دست خودمان، داریم آقای هاشمی رفسنجانی را به جبهه مخالف خودمان، هل می دهیم؟ من تاکید داشتم که ما آنقدر نیرومند نیستیم که بودن یا نبودن آقای هاشمی رفسنجانی در قطار اصلاحات، برایمان اهمیت نداشته باشد.

به علاوه، در بیرون از مجلس اصولگرایان تقریبا کل قدرت را در دست دارند. بنابراین، اگر پدیده «از دست دادن هاشمی رفسنجانی» در سال 1378 غلط بود (که یقینا غلط بود و ما بعدها فهمیدیم که چقدر غلط بود)؛ در سال 1395 به طریق اولی، این کار غلط خواهد بود که ما آقای علی لاریجانی و بدنه اصولگرایان معتدل و میانه رو را در برابر خودمان قرار دهیم.
3- من می خواهم از زاویه دیگری به این بحث نگاه کنم و بگویم اگر آقای علی لاریجانی به ریاست مجلس دهم انتخاب شود و آقای دکتر عارف به نایب رییسی اول مجلس و یا سمت دیگری مثل ریاست مرکز پژوهش ها انتخاب شوند؛ در چنین وضعیتی، ما خواهیم توانست گام هایی ولو کوتاه را در مسیر اصلاحات و برای تحقق دموکراسی و توسعه سیاسی در کشور برداریم. در حالیکه اگر آقای عارف رییس مجلس شوند؛ دیگر همین گام های کوتاه و مختصر را هم نمی توانیم برداریم و به جایی نخواهیم رسید.

ما شاهد بودیم که در مجالس هفتم تا نهم، کمیسیون اصل 90 که یکی از مهم ترین پایه های مجلس شورای اسلامی است، عملا تعطیل بود. بنابراین، اولین و مهم ترین گام اصلاح طلبان باید گرفتن کمیسیون اصل 90 باشد تا برخی نهادهایی را که به هیچ وجه پاسخگویی ندارند؛ موظف به پاسخگویی کنند.
به عنوان یک نمونه عینی، در مورد راه انداز گشت های نامحسوس، اگر مجلس و کمیسیون اصل 90 فعلا بودند، باید وزیر کشور و نیروی انتظامی را به مجلس احضار می کرد تا در قبال آن پاسخگو باشند. کمیسیون های فرهنگی و سیاست خارجی و امنیت ملی هم اهمیت ویژه ای دارند که اصلاح طلبان باید بکوشند آنها را در اختیار بگیرند. در مورد تصویب قوانین هم، اصلاح قانون انتخابات اولین و مهمترین اولویت مجلس دهم است تا در جریان انتخابات، رد صلاحیت ها در این ابعاد و بدون پاسخگویی و ارائه مستندات ممکن نباشد. این برنامه های راهبری خیلی مهمتر است از اینکه ما وارد رقابتی شویم که سودی هم برایمان ندارد تا مثلا افتخار کنیم و به خودمان ببالیم که آقای عارف رییس مجلس شده اند.
شیرینی پیروزی در این رقابت، بعد از چند هفته از بین می رود. پس از آن، اصلاح طلبان مجلس باید وجب به وجب با اصولگرایان رویارویی کنند و عملا اصولگرایان مجلس را فلج خواهند کرد و اجازه نخواهند داد که مجلس دهم حتی یک میلیمتر در جهت اصلاح قانون انتخابات، گسترس دموکراسی، فعال کردن کمیسیون اصل 90 و مجموعه اهداف اصلاح طلبان گامی به پیش بردارند.
4- در عین حال، ممکن است این سوال مطرح شود که اگر من می گویم اصلاح طلبان نباید ظرفیت آقای لاریجانی و ائتلاف با اصولگرایان معتدل را از دست دهند؛ آیا این نگرانی وجود ندارد که با درخواست از آقای عارف برای چشم پوشی از ریاست مجلس، ایشان را که بعد از انتخابات 92 و پیروزی در انتخابات هفتم اسفند به ظرفیتی برای جریان اصلاح طلبی تبدیل شده اند، از دست دهند؟ آیا این توقع زیادی نیست که بعد از انصراف ایشان خواسته شود برای ریاست مجلس هم به رقابت با آقای لاریجانی وارد نشوند؟ آیا به این صورت، دکتر عارف از حضور و ورود به عرصه سیاسی پشیمان نخواهدشد و اصلاح طلبان ظرفیت ایشان را از دست نخواهندداد؟

ایشان، مساله را باید به این صورت ببیند. نه اینکه با خود بگوید من در سال 92 ریاست جمهوری را به خاطر آقای روحانی از دست دادم؛ چرا امروز هم باید به خاطر آقای لاریجانی، از ریاست مجلس بگذرم؟ در حالیکه واقعیت آن است که آقای عارف در سال 92 به خاطر آقای روحانی از ریاست جمهوری نگذشت؛ آن زمان، ایشان به خاطر توفیق، پیروزی و پیشرفت اصلاحات بود که به نفع آقای روحانی کنار رفت. امروز هم، دقیقا به خاطر موفقیت و پیشرفت اصلاحات است که بایستی به نفع آقای لاریجانی، از رقابت بر سر ریاست مجلس کنار برود. این وضعیت، ناشی از شرایطی است که متاسفانه خود را به مجموع اصلاح طلبان و از جمله دکتر عارف، تحمیل می کند.
5- در کنار همه این موارد، کاهش آرای آقای لاریجانی در انتخابات مجلس دهم در قم نیز نکته مهمی است که به نوعی به نفع جریان اصلاحاتی تمام خواهدشد. اگر آقای لاریجانی با آرای سنگینی در قم به پیروزی رسیده بود؛ آنگاه خیلی حاضر به همکاری و پذیرش مطالبات و گذشت در برابر انتظارات اصلاح طلبان و حتی دولت روحانی نبود. در آن حالت، آقای لاریجانی ممکن بود با تکیه بر آقای بالای خود در قم مدعی شود که در صورت نامزدی از تهران هم، می توانست آرایی هم سطح دکتر عارف و حتی بالاتر را کسب کند. اما در شرایط کنونی، شکست نسبی لاریجانی در قم اتفاق خوبی برای اصلاح طلبان است و اجازه مواجهه جدی با اصلاح طلبان مجلس را به ایشان و طیف همسو نخواهدداد.

6- حضور آقای عارف و چهره های شاخص اصلاح طلب در راس پارلمان، جدا از اینکه با مخالفت اصولگرایان مواجه خواهدشد؛ ممکن است نگرانی های آنان را نسبت به بازگشت اصلاح طلبان به قدرت تشدید کند و در نتیجه، اصلاح طلبان مورد هجوم و فشارهای شدیدتری قرار بگیرند. من می توانم کاملا روزهایی را می بینم که آقای عارف رییس مجلس شده؛ اما همزمان، فشار و محدودیت ها بر مطبوعات، فعالان سیاسی، دانشجویان و... بسیار افزایش یافته است. این برخوردها، همه ناشی از احساس خطری است که جناح راست با حضور یک چهره اصلاح طلب در راس قوه مقننه پیدا خواهدکرد و ما نباید کاری کنیم که این احساس خطر و واکنش ها تشدید شود.

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان