اما در این سیاره، جدای از خون آشام های خیالی که جایشان فقط و فقط در فیلم های تخیلی و قصه هاست، مورچه های زامبی شده ای وجود دارند که شرایطی بسیار پیچیده را پشت سر می گذارند و کنترل ذهن خود به دست نوعی قارچ انگلی می دهند.

بسیاری از ما نمی توانیم برای مورچه ها دلسوزی کنیم. این موجود همان حشره ایست که گردش های بیرون از خانه مان را خراب می کند و حتی می تواند یک شهر را نابود کند اما دیدن اینکه یکی از این حشره های نحیف و ظریف توسط یک قارچ آلوه شده است می تواند دل خیلی ها به درد آورد.
مورچه هایی که هدف این قارچ قرار می گیرند بعد از آلوده شدن درست همانند انسانی که اختیارش را از دست داده است از محل سکونت خود خارج می شوند و از طریق پاتوژنی که ذهنشان را کنترل می کند دست به کارهایی عجیب می زنند.
به گفته دیوید هاگس بوم شناس رفتاری در دانشگاه پن، مورچه به خاطر حضور مواد شیمیایی مربوط به قارچ درون بدنش ترغیب می شود نواحی خاصی از بخش های زیرین برگ ها را گاز بزند که عمدتا هم آوند اصلی برگ هایی است که به سمت شمال یا شمال غربی قرار دارند و حدودا 25 سانتی متر بالاتر از زمین هستند.
او در ادامه می گوید: و همه این اتفاقات دقیقا حوالی ظهر رخ می دهد و به همین خاطر می تواند چنین رویدادی را پیچیده ترین نمونه از دستکاری انگلی رفتار میزبان قلمداد کرد.

بعد از آنکه مورچه آرواره هایش را درون برگ مورد نظر قارچ فرو کرد، جان خود را از دست می دهد و از قسمت پشت سر آن چیزی شبیه به یک ساقه خارج می شود که گرچه شکل زیبایی خاصی دارد اما نامطلوب ترین کلاه در این دنیاست.
با این کار، هاگ های قارچ از طریق ساقه خارج شده از مغز مورچه روی هم نوعان مورچه که روی زمین مشغول کار هستند می ریزد و به ساختار بیرنی بدن آنها چسبیده و فرایندی را آغاز می کند که از ان تحت عنوان روند تهاجمی یاد می گردد.

طبق گفته هاگس در حال حاضر 160 گونه شناخته شده قارچ با قابلیت کنترل ذهن مورچه ها وجود دارد اما احتمال می رود 1000 گونه کشف نشده دیگر از آنها در طبیعیت باشد و باید در نظر بگیرید که اینها علاوه بر قارچ هایی است که حشرات مشخصی را هدف حمله قرار می دهند.
اما رابطه میان قارچ و مورچه را می توان تصویر سازی بسیار خوبی از ارتباط انگل و میزبان دانست که به تازگی بر دانشمندان آشکار شده و در تلاش برای درک آن هستند. جالب است بدانید فسیل های به دست آمده از برگ هایی که توسط همین مورچه ها گاز زده شده اند نشان می دهد که این رابطه قدمتی بس طولانی دارد.
دست کم از 48 میلیون سال قبل شکارچیان مورچه وجود داشته اند و هر کدام نیز به دنبال گونه خاصی از این حشره بوده اند. اما مورچه ها هم کاملا تسلیم سرنوشت خود نشده اند و مکانیزم های دفاعی مختلفی را برای مقابله با این شکارچیان به خدمت گرفته اند.
هاگس می گوید: انگل ها باید از جانوری به جانور دیگر منتقل شوند و نمی توانند این کار را در داخل لانه مورچه ها انجام دهند زیرا حشرات اجتماعی برای زنده ماندن به نوعی سیستم ایمنی پیش گیری کننده مجهز شده اند که بر پایه دفاع رفتاری استوار است؛ بنابراین، مورچه ها از ایمنی اجتماعی بهره می برند، یعنی برای پیشگیری از شیوع بیماری درون لانه خود حشرات بیمار را دستگیر کرده و آنها را از محدوده شان دور می کنند.

هاگس می گوید: اگر این قارچ ها موفق ظاهر شوند و قبرستان های خود را درون جنگل ها بسازند، آنگاه دیگر اندامگان نیز قدم به میان می گذارند و آنها را آلوده می کنند و یکی از این اندامگان قارچ دیگری است که آنها را عقیم خواهد کرد تا دیگر نتواند هاگ تولید کنند.
در حال حاضر هاگس مشغول مطالعه روی تعدادی از مورچه های آلوده به این قارچ در محیط آزمایشگاهی است تا تشخیص دهد که قارچ ها برای به دست گرفتن کنترل ذهن این حشرات دقیقا از چه ماده ای استفاده می کنند.
او می گوید: طبق مطالعات ما بالغ بر نیمی از گونه های مختلف حیات روی زمین از نوع انگلی هستند اما تنها شمار اندکی از آنها هستند که می توانند ذهن طعمه خود را تحت کنترل درآورند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان